اسرائیل یعنی چه؟!!!

۱- حضرت ابراهيم ، دو همسر به نامهاي هاجر و ساره داشتند كه‏ اسحاق فرزند ساره و اسماعيل فرزند هاجر است.

حضرت اسماعيل  كه خود از پيامبران الهي بوده ، جد پيامبر گرامي اسلام  مي‏باشند.

حضرت اسحاق نيز از پيامبران الهي بوده كه حضرت يعقوب‏ فرزند ايشان مي‏باشد ، حضرت يعقوب دوازده فرزند داشت كه‏ چهارمين فرزند آنها يهوذا نام دارد.

 ۲- اسرائيل از دو كلمه اسرا به معني عبد و  ئيل به معني اللّه يعني‏ بنده خدا تشكيل شده كه منظور از اين كلمه حضرت يعقوب است.

 ۳- حضرت موسي ،حضرت عيسي و حضرت محمّد كه پيامبران اديان سه‏گانه جهاني هستند از نسل حضرت ابراهيم‏ خليل مي‏باشند ، گرچه حضرت عيسي پدر نداشت ولي از طرف مادر به حضرت ابراهيم مي‏رسد .

 ۴- صهيون (zion) نام كوهي است در اورشليم كه هيكل سليمان ،  مسجد الاقصي و صخره بر آن بنا شده و نام اين كوه در چند جاي‏ عهدين ذكر شده است.

۵- يهودي هايي كه اكنون در فلسطين يا اسرائيل سكونت دارند ، از جهت آنكه به يهوذا فرزند حضرت يعقوب  مي‏رسند ، يهود نام‏ گرفته‏اند و چون از فرزندان يعقوب هستند ، بني‏اسرائيل يعني‏ فرزندان اسرائيل نيز ناميده مي‏شوند ، گاهي نيز به آنها صهيوني گفته‏ مي‏شود به دليل سكونت آنها در نزديكي كوه صهيون .

 ۶- یهود در همه کشور های آسیایی حضور داشتند تا این که در قرن 16 و 17 میلادی در انگلیس و در آمریکا مورد حمایت شدید مسیحیان پروتستان قرار گرفته و اعتقاد به ارض موعود را به شدت دنبال کردند !

 ۷- ارض موعود در عهدین به چند جا گفته شده است که ضعیف ترین و آخرین عنوان آنها ، فلسطین است و چون این سرزمین در دست امپراطوری شکست خورده عثمانی قرار داشت و باید به گونه ای به دست غیر مسلمان ها می افتاد ، انگلیس و دیگر متحدانش در قرن 19 نقشه این سرزمین را به نفع یهود تغییر دادند .

 ۸- با تعالیم یهود و مسیحیت افراطی پروتستان بود که صهیونیسم شکل گرفت و در کنفرانس بال سویس در سال 1897 با اعلان هرتصل به اوج خود رسید .

 ۹- از تاریخ 1897 به بعد صهیونیسم رسما کار خود را شروع کرده است و تا کنون نیز فعالیت های زیادی را انجام داده است . به جرات و با یقین قلبی و عقلی و از اجماع مستندات تاریخی می گویم ، که همه فعالیت های صهیونیسم ، ضد بشری بوده و فقط برای یک نسل خاص سود و ثمر داشته است .

پر واضح است این نسل گروهی از یهود است و مسیحیان پروتستان .

 ۱۰- اکنون تعالیم موسی و بعد عیسی بازیچه دست این دو مکتب است ، گرچه بسیاری از یهودیان ، صهیونیسم را قبول ندارند و باید به حق یهود را از صهیونیسم جدا دانست اما پر واضح است که صهیونسیم زاییده تفکر یهود است .

 12- یهود هم اکنون در اغلب کشور ها سکونت دارند ، گرچه دولت زبون اسرائیل تشکیل شده است اما بسیاری از یهودیان هنوز به این کشور جعلی نرفته اند و آن را ارض موعود نمی دانند .

13- یهود و صهیونیسم گرچه تفاوت ها و شباهت هایی با هم دارند ، اما خوب می دانند که قدس و بیت المقدس از آن آنها نخواهد بود .  

  منبع

صهیونیسم

صهیون در زبان عبری، به معنای «پر آفتاب» و نیز نام کوهی در جنوب غربی بیت‌المقدس است. کوه صهیون زادگاه و آرامگاه داود پیامبر یهود و جایگاه سلیمان بود. گاه این واژه نزد یهودیان به‌معنای شهر قدس، شهر برگزیده و شهر مقدس آسمانی به‌کار می‌رود؛ ولی در متون دینی یهود، صهیون به آرمان و آرزوی ملت یهود برای بازگشت به سرزمین داود و سلیمان و تجدید دولت یهود اشاره دارد. به‌عبارت‌ دیگر صهیون برای یهود، سمبل‌ رهایی از ظلم، تشکیل حکومت مستقل و فرمانروایی بر جهان است؛ ازاین‌رو یهودیان خود را فرزندان صهیون می‌دانند.

ريشه كلمه صهيون در عبري از صَهُوِه است . صهوه به بر آمدگي پشت كمر اسب گفته مي شود و چون كوهي كه در جنوب غربي قدس واقع شده است به صهوه شباهت دارد اين كوه را صهيون ناميدند . با ارتفاع تقريبي 900 متر . بنا بر روايات ، حضرت داوود (ع) در دامنه آن سكني داشته و آرامگاه او و حضرت سليمان و گروهي ديگر از انبياي بني اسرائيل ، بر بالاي آن واقع شده است و لذا براي يهوديان ، قداست و ارزش و اعتبار ويژه اي دارد . خداي يهود در تورات فصل اشعيا اين سرزمين را به يهوديان وعده داده است . كه يهوديان معتقدند فردي پيامبر گونه به نام ماشيح ( لغتي عبري به نام موعود) با نيروهاي فراوان از اين كوه ظهور مي كند و يهوديان را بر جهان مسلط مي كند ، جنگها پايان يافته و صلح جهان را در بر مي گيرد. . حضرت عيسي ( عليه السلام ) فرمودند : آن ماشيح كه در تورات ذكر شده است منم ؛ كه عده اي مسيحي شده آن را پذيرفتند و عده اي از يهوديان آن را نپذيرفتند و به اعتقاد خود حضرت مسيح را كشتند . و اكنون منتظر موعود و همان ماشيح هستند و مقدمه ظهور ماشيح را وقوع جنگي در هارمجدون يا آرماگدون ( واقع شده بين قدس و حيفا ، شمال غربي قدس ) بيان مي كنند كه پس از آن موعود ظهور و بر جهان سلطه پيدا خواهد كرد . در راستاي اين اعتقادات حركتي به نام صهيونيسم مذهبي رخ داد كه اغلب بوسيله عرفاي يهودي بيان شده و به انتظار قائم – آرزوي بزرگ يهوديت – مربوط مي شود و بر اساس اين اصل در هنگام ظهور قائم در آخر زمان ، سلطنت خداوند – كه تمام اقوام و قبايل زمين با او ميثاق بسته اند – براي تمام بشريت تحقق خواهد يافت .( تمام ملت ها دعاگوي ذريت تو خواهند بود، زيرا كه تو نداي مرا اطاعت كرده اي – سفر تكوين ، باب 22 ، آيه 18 ) اين صهيونيسم مذهبي ، بر انگيزاننده سنت زيارت – ارض مقدس – و حتي سبب تشكيل جوامع روحاني بوده است و به دور از هر نوع برنامه سياسي براي ايجاد يك دولت و يا هر نوع سلطه اي بر فلسطين بود كه هرگز رفتاري دال بر علاقه به درگيري بين جوامع يهودي و مردم عرب باشد در پيش نگرفت . آنچه در سال 1894 پس از تشكيل كنگره بال سوئيس مبني بر شكل گيري صهيونيسم مدرن – صهيونيسم سياسي – و در راستاي تشكيل دولت اسرائيلي در منطقه فلسطين رخ داد ، حركت فريبكارانه زعماي يهودي براي تشكيل دولتي يهودي بود كه جنبش سياسي خود را به كتب ديني و تارخي نسبت داده و نام صهيونيسم را بر آن نهادند. حال آنكه انتخاب سرزمين فلسطين به عنوان محل استقرار دولت اسرائيل و تشكيل ملت يهوديان چند دليل عمده داشت : اول آنكه فلسطين مستعمره انگلستان بود و طي رايزني روچيلدها خانواده ثروتمند و صاحب قدرت يهودي – با اين دولت بخشي از فلسطين به يهوديان واگذار شد و به دليل موقعيت استراتژيك و خاص فلسطين كه حلقه وصل سه قاره اروپا ، آفريقا و آسيا بود و به دليل ويژگي جغرافيايي نظامي و سياسي و آب و هواي بسيار مطلوب آن و همچنين به دليل پيشينه تاريخي سرزمين فلسطين و ظهور اديان مختلف در آن ، وجود معبد سليمان و حكومت 80 ساله حضرت داوود و سليمان و با استناد به كتب ديني يهوديان – كه يهوديان را به بازگشت به ارض موعود ( كنعان ، فلسطين امروزي ) وعده داده است . اين منطقه براي تشكيل دولت اسرائيل انتخاب شد ، حال آنكه پيش از آن كشور آرژانتين و بعضي كشورهاي آفريقايي براي رسيدن به اين مقصد در نظر گرفته شده بود اما به دليل نداشتن جغرافياي مناسب و نداشتن سابقه تاريخي ، اين گزينه ها حذف شد وزرسالاران يهود بر آن شدند با نيرنگ و حركتي عوام فريبانه در جهت نيل به اهداف خود نام مكتب خود را برگرفته از صهيون ، صهيونسيم بنامند و در همين راستا زمينة حركت اقليت هاي يهودي سراسر جهان را به اين سرزمين با همكاري دولت انگستان ايجاد كردند و به تهييج پيروان دين يهود با عنواني ديني و اعتقادي براي بازگشت به ارض موعود پرداختند.

صهیونیسم به جنبشی گفته می‌شود که خواهان مهاجرت و بازگشت یهودیان به سرزمین فلسطین و تشکیل دولت یهود است.

صهيونيست شخصی است كه معتقد باشد يهود قوم برگزيدۀ خداست. يهود حق برتری و رهبری بر دنيا را دارد. يهوديان بايد كشوری به مركزيت كوه صهيون و شهر اورشليم و حكومت يهودی خود را تشكيل دهند. فلسطين (ارض كنعان ) ارض موعود است و خداوند در تورات وعدۀ تسلط و بازگشت يهوديان به اين شهر را داده است.

  منبع

ماجراي كشتار فجيع مسلمانان بوسني و هرزگوين توسط صربها در سال 1995

 

از ماجرای قتل عام هزاران مرد و نوجوان مسلمان ساکن سربرنيتسا به دست نيروهای صرب با عنوان فجيع ترين کشتار غيرنظاميان از زمان خاتمه جنگ دوم جهانی ياد شده است.

اين قتل عام بخشی از تاريخ تلاش مردم بوسنی برای ايجاد يک کشور مستقل است که با اعلام استقلال بوسنی در سال 1992 آغاز شد.

تا آن زمان، بوسنی و هرزگوين، در کنار جمهوری صربستان، جمهوری کرواسی و مناطق ديگر، يکی از جمهوری های تشکيل دهند جمهوری فدرال يوگوسلاوی بود.
اعلام استقلال بوسنی، که با حرکت استقلال طلبانه جمهوری کرواسی نيز همراه بود، با مخالفت دولت فدرال و عمليات نظامی ارتش مرکزی و نيروهای متشکل از صرب های ساکن بوسنی مواجه شد و چهار سال جنگ خونين داخلی را در پی آورد.

دولت يوگوسلاوی، که صرب ها بر آن تسلط داشتند، با نظريه ايجاد صربستان بزرگ می کوشيد بخش شرقی بوسنی را، که اکثر ساکنان آن صرب تبار بودند، به صربستان بازگرداند و به اين منظور، به حمايت از نظاميان صرب پرداخت.

در سال 1995، با ميانجيگری ايالات متحده و کشورهای اروپايی، جمهوری يوگوسلاوی با استقلال بوسنی موافقت کرد و به منظور خاتمه دادن به جنگ ميان نظاميان صرب و دولت بوسنی، نيروهای بين المللی در مناطق حساس بوسنی مستقر شدند.

با اينهمه، در ماه ژوئيه همان سال، در حاليکه واحدهايی متشکل از حدود 600 سرباز هلندی با تسليحات سبک در منطقه سربرنيتسا، ماموريت حمايت از هزاران پناهنده مسلمان و شبه نظاميان مسلمان خلع سلاح شده را برعهده داشتند، نيروهای صرب به حملاتی عليه اين منطقه دست زدند.

ماموران هلندی با بازگرداندن اسلحه به شبه نظاميان مسلمان مخالفت کردند و همزمان، قادر به مقاومت در برابر تهاجم نظاميان صرب نبودند.

روز 11 ژوئيه، راتکو ملاديج وارد سربرنيتسا شد و عمليات اخراج حدود بيست و سه هزار تن از زنان و کودکان مسلمان تحت نظر وی به جريان افتاد.

دو روز بعد، برنامه کشتار جمعی هزاران تن از مردان و جوانان مسلمان توسط نيروهای صرب به اجرا گذاشته شد.

جمهوری بوسنی در حال حاضر از سه جمهوری خودمختار صرب در شرق، کروات در شمال و بوسنيايی در مرکز تشکيل يافته است و رهبری کشور بر عهده شورايی متشکل از روسای جمهوری اين سه منطقه است که با رای مستقيم ساکنان آنها برای دوره های چهارساله انتخاب می شوند و هر هشت ماه يکبار، به طور دوره ای رياست شورا را در دست می گيرند.

جمهوری بوسنی حدود چهار ميليون جمعيت دارد که 48 درصد آن را بوسنيايی های اکثرا مسلمان، 37 درصد را صرب های اکثرا ارتدوکس، 14 درصد را کروات های اکثرا کاتوليک و بقيه را ساير اقوام تشکيل می دهند.

نظاميان صرب قربانيان کشتار سربرنيتسا را در گورهای جمعی دفن کردند

اساس کار جک ها و سیلندرهای هیدرولیک و نیوماتیک

مایعات تقریباً تراکم ناپذیر هستند. این ویژگی سبب شده است که از مایعات به عنوان وسیله مناسبی برای تبدیل و انتقال کار استفاده شود. بنابراین می‌توان از آنها برای طراحی ماشینهایی که در عین سادگی، با نیروی محرک خیلی کم بتواند نیروی مقاوم فوق العاده زیادی را جابجا نماید، استفاده نمود. به این ویژگی و همچنین دانش مطالعه این ویژگی هیدرولیک گفته می‌شود.

امروزه در بسیاری از فرآیندهای صنعتی ، انتقال قدرت آن هم به صورت کم هزینه و با دقت زیاد مورد نظر است در همین راستا بکارگیری سیال تحت فشار در انتقال و کنترل قدرت در تمام شاخه های صنعت رو به گسترش است. استفاده از قدرت سیال به دو شاخه مهم هیدرولیک و نیوماتیک ( که جدیدتر است ) تقسیم میشود . از نیوماتیک در مواردی که نیروهای نسبتا پایین (حدود یک تن) و سرعت های حرکتی بالا مورد نیاز باشد (مانند سیستمهایی که در قسمتهای محرک رباتها بکار می روند) استفاده میکنند در صورتیکه کاربردهای سیستمهای هیدرولیک عمدتا در مواردی است که قدرتهای بالا و سرعت های کنترل شده دقیق مورد نظر باشد(مانند جک های هیدرولیک ، ترمز و فرمان هیدرولیک و...). حال این سوال پیش میاید که مزایای یک سیستم هیدرولیک یا نیوماتیک نسبت به سایر سیستمهای مکانیکی یا الکتریکی چیست؟در جواب می توان به موارد زیر اشاره کرد:

۱) طراحی ساده

 ۲) قابلیت افزایش نیرو

۳) سادگی و دقت کنترل

 ۴) انعطاف پذیری

۵) راندمان بالا

 

بقیه در ادامه مطلب

ادامه نوشته

راه تشخیص گوشی های اصل از قاچاق

در کشور ما اکثر گوشی‌های موجود در بازار ثبت یا ریجستر نشده هستند و از مبادی غیر قانونی وارد می شوند.

اکثر فروشندگان نیز گوشی‌های تقلبی یا چنج خود را به عنوان گوشی‌های اصل معرفی می کنند، البته برای شناسایی گوشی‌های اصل از رجیستر‌چنج راه‌های متفاوتی وجود دارد که متداول ترین آن دادن کد #06#* به گوشی و مشاهده سریال مادربرد گوشی(IMEI) و مطابقت آن با شماره سریال روی بارکد کارتن یا باتری گوشی است.

اگر شماره‌ها با هم همخوانی داشته باشد گوشی اصل خواهد بود، در غیر این صورت گوشی مذکور رجیستر چنج (قاچاق) است. البته به این روش نیز نمی‌توان اطمینان 100درصد داشت، چرا که به تازگی قاچاقچیان گوشی پس از چنج کردن زیر زمینی گوشی (تعویض شماره سریالی که با شماره #06#* در صفحه نمایش گوشی دیده می‌شود) بارکدی تقلبی روی کارتن گوشی می‌چسبانند و شماره سریال باتری گوشی را نیز به همین شکل تغییر می‌دهند.

با این ترفند، همه شماره‌ها با هم مطابقت می‌کند، در حالی که گوشی مذکور قاچاقی است.
متخصصان و فعالان بازار گوشی، هم اکنون برای اطمینان از اصل بودن یا رجیستر چنج بودن گوشی‌های خود به سادگی و از طریق اینترنت، بدون نیاز به یافتن کد گوشی روی کارتن یا باتری گوشی به اصل یا غیر‌اصل بودن گوشی پی می‌برند.

در این روش ، ابتدا روی گوشی خود کد #06#* را وارد می‌کنند تا شماره سریال گوشی یا IMEI گوشی را مشاهده کنند، سپس این شماره را در سایت اینترنتی و بین المللی شماره سریال www.numberingplans.com چک می‌کنند.

این سایت درصورت وارد کردن شماره سریال درست، مشخصاتی از جمله مدل گوشی، کارخانه ساخت گوشی، کشور سازنده، سال ساخت، و حتی کشور سفارش دهنده را نشان می‌دهد.

مشخصات داده شده باید با مشخصات گوشی صدق کند به طور مثال اگر گوشی شما مدل سونی اریکسون w800i باشد پس از وارد کردن شماره گوشی در قسمت مشخص شده سایت، مشخصات همان گوشی نمایان می‌شود. اطلاعات آنالیز شده در سایت پس از درخواست چک کردن شماره سریال گوشی مدنظر، اگر پس از نمایش مشخصات، متوجه شدید که مشخصات داده شده مربوط به گوشی شما نیست و به طور مثال مربوط به یک گوشی k750i است، باید بدانید که گوشی شما غیر‌اصلی و رجیستر چنج است.

 منبع

رنکینگ 50 دانشگاه برتر آمریکا از نظر مهندسی

لیست زیر که توسط USnews.com منتشر شده است اسامی ۵۰ دانشگاه برتر کشور ایالات متحده آمریکا را به نمایش می گذارد. نکته جالب اینجاست که دانشگاه هاروارد که همه ساله به عنوان برترین دانشگاه جهان انتخاب می گردد در این لیست که مخصوص رنکینگ مهندسی می باشد در رده بیست و سوم قرار دارد.


1) دانشگاه ماسوچوست
2) دانشگاه استنفورد
3) دانشگاه كاليفرنيا - بركلي
4) دانشگاه جورجيا
5) دانشگاه ايلينوس شامپاين
6) دانشگاه كامگي ملون
7) دانشگاه كاليفرنيا
8) دانشگاه شمال شرق كاليفرنيا
9) دانشگاه ميشيگان
10) دانشگاه كرنل
11) دانشگاه تگزاز
12) دانشگاه پردو
13) دانشگاه سن ديگو كاليفرنيا
14) دانشگاه تگزاز A & M
15) دانشگاه ويسكانسين
16) دانشگاه كاليفرنيا - لس آنجلس
17) دانشگاه ماريلند
18) دانشگاه پرينستون
19) دانشگاه كلمبيا
20) دانشگاه كاليفرنيا- سانتا باربارا
21) دانشگاه جنوب غرب
22) دانشگاه پنسيلوانيا
23) دانشگاه هاروارد
24) دانشگاه مينسوتا
25) دانشگاه واشنگتن
26) دانشگاه جان هاپكينز
27) دانشگاه اوهايو
28) دانشگاه فلوريدا
29) دانشگاه پنسيلوانيا
30) دانشگاه دوك
31) دانشگاه رايس
32) دانشگاه روچستر
33) دانشگاه ويرجينيا
34) دانشگاه كاروليناي جنوبي
35) دانشگاه كاليفرنيا - ديويس
36) دانشگاه پلي تكنيك رنسلار
37) دانشگاه كاليفرنيا - ايروين
38) دانشگاه ويرجينيا
39) دانشگاه ياله
40) دانشگاه كلورادو
41) دانشگاه بوستون
42) دانشگاه لهاي
43) دانشگاه واندر بيلت
44) دانشگاه واشنگتن در خيابان لوئيس
45) دانشگاه كيس وسترن
46) دانشگاه اوا
47) دانشگاه دارتموس
48) دانشگاه نيوجرسي
49) دانشگاه دلاوير
50) دانشگاه آريزونا

پروفسور دکتر محمود حسابی

 

استاد دكتر سيدمحمود حسابي در سال ۱۲۸۱ (هـ. ش) از پدر و مادر تفرشي، در تهران زاده شد. پس از سپري كردن چهار سال از دوران كودكي در تهران، به همراه خانواده (پدر، مادر و برادر) عازم شامات شدند. در هفت سالگي، تحصيلات ابتدايي خود را در بيروت، با تنگدستي و مرارت هاي دور از وطن در مدرسه كشيش هاي فرانسوي، آغاز كرد و همزمان توسط مادر فداكار، متدين و فاضله خود (خانم گوهرشاد حسابي) تحت آموزش تعليمات مذهبي و ادبيات فارسي قرار گرفت. استاد، قرآن كريم را حفظ و به آن اعتقادي ژرف داشت. ديوان حافظ را نيز از بر داشته و به بوستان و گلستان سعدي، شاهنامه فردوسي، مثنوي مولوي و منشأت قائم مقام، اشراف كامل داشت.


     شروع تحصيلات متوسطه ايشان، مصادف با آغاز جنگ جهاني اول و تعطيلي مدارس فرانسوي زبان بيروت بود. از اين رو پس از دو سال تحصيل در منزل، براي ادامه تحصيل به كالج آمريكايي بيروت رفت و در سن هفده سالگي ليسانس ادبيات، در نوزده سالگي ليسانس بيولوژي و پس از آن مدرك مهندسي راه و ساختمان را اخذ كرد. در آن زمان، با نقشه كشي و راهسازي به امرار معاش خانواده كمك مي كرد. استاد همچنين در رشته هاي پزشكي، رياضيات و ستاره شناسي به تحصيلات آكادميك پرداخت. شركت راهسازي فرانسوي كه ايشان در آن مشغول به كار بود، به پاس قدرداني از زحماتش، استاد را براي ادامه تحصيل به كشور فرانسه اعزام كرد و بدين ترتيب در سال ۱۹۲۴ به مدرسه عالي برق پاريس وارد و در سال ۱۹۲۵ فارغ التحصيل شد. همزمان با تحصيل در رشته معدن، در راه آهن برقي فرانسه مشغول به كار شد و پس از پايان تحصيل در اين رشته كار خود را در معادن آهن شمال فرانسه و معادن زغال سنگ ايالت «سار» آغاز كرد. سپس به دليل وجود روحيه علمي، به تحصيل و تحقيق در دانشگاه سوربن، در رشته فيزيك پرداخت و در سال ۱۹۲۶ در سن بيست و پنج سالگي دانشنامه دكتراي فيزيك خود را، با ارائه رساله اي تحت عنوان «حساسيت سلول هاي فتوالكتريك» با درجه عالي از بزرگ ترين دانشمند روز جهان، پروفسور فابري دريافت كرد. استاد، با شعر و موسيقي سنتي ايران و موسيقي كلاسيك غرب به خوبي آشنا بود و در نواختن ني، ويولن و پيانو تبحر داشت. فعاليت در سه نسل كاري و آموزش ۶ نسل استاد و دانشجو، از خدمات ارزنده پروفسور حسابي به شمار مي رود و در همين راستا ايشان در سال ۱۳۵۰ به عنوان استاد ممتاز دانشگاه تهران شناخته شدند.

 
     استاد به چهار زبان زنده دنيا فرانسه، انگليسي، آلماني و عربي مسلط بودند و به زبان هاي سانسكريت، لاتين، يوناني، پهلوي، لاتين، يوناني، اوستايي، تركي، ايتاليايي و روسي اشراف داشتند و زبان هاي باستاني را در تحقيقات خود به خصوص در امر واژه گزيني فارسي در برابر لغات بيگانه به كار مي بردند.


پروفسور حسابي، به ايران، فرهنگ و ادب، اعتقادات سنتي و مذهبي اين سرزمين عشق مي ورزيد و گذشته از سفر به كشورهاي مختلف جهان، به سراسر ايران سفر كرده بود، و از سفرهاي پربار داخلي و خارجي خويش، يادداشت ها و سفرنامه هاي بسياري به جاي نهاد.

 
     در زمينه تحقيق علمي:
۲۵ مقاله، رساله و كتاب از ايشان به چاپ رسيده است. «تئوري بي نهايت بودن ذرات» استاد، در ميان دانشمندان و فيزيكدانان شناخته شده است. نشان «اوفيسيه دولالژيون دونور» و همچنين نشان «كوماندور دولالژيون دونور» بزرگ ترين نشان هاي كشور فرانسه به همين مناسبت به ايشان اهدا شده است. استاد تنها دانشجوي ايراني اينشتين بوده و در طول زندگي، با دانشمندان تراز اول جهان نظير: شرودينگر، بورن، فرمي، ديراك، بوهر و... و با فلاسفه و ادبايي همچون، آندره ژيد، برتراند راسل و... تبادل نظر داشت. ايشان در سال ۱۹۹۰ از سوي جامعه جهاني به عنوان «مرد اول علمي جهان» برگزيده شد و در كنگره شصت سال فيزيك ايران كه در سال ۱۳۶۶ برگزار شد به عنوان پدر علم فيزيك و مهندسي نوين ايران ملقب گرديد. پروفسور حسابي در ۱۲ شهريور ۱۳۶۱ در بيمارستان دانشگاه ژنو، به هنگام معالجه قلبي بدرود حيات گفت. مقبره استاد، بنا به خواسته ايشان در زادگاه خانوادگي، در شهر دانشگاهي تفرش قرار دارد .

 

پروفسور حسابی به دلیل عشق به میهن و با وجود امکان ادامه تحقیقات در خارج از کشور به ایران بازگشت و با ایمان و تعهد, به خدمتی خستگی ناپذیر پرداخت تا جوانان ایرانی را با علوم نوین آشنا سازد. پایه گذاری علوم نوین و تاسیس دارالمعلمین و دانشسرای عالی, دانشکده‌های فنی و علوم دانشگاه تهران, نگارش ده‌ها کتاب و جزوه و راه اندازی و پایه گذاری فیزیک و مهندسی نوین, و‌ی را به نام پدر علم فیزیک و مهندسی نوین ایران در کشور معروف کرد. حدود هفتاد سال خدمت علمی او در گسترش علوم روز و واژه گزینی علمی در برابر هجوم لغات خارجی و نیز پایه گذاری مراکز آموزشی, پژوهشی, تخصصی, علمی و ..., از جمله اقداماتی ارزشمند به شمار می‌رود که برای نمونه به مواردی اشاره می‌کنیم:

  • اولین نقشه برداری فنی و تخصصی کشور (راه بندرلنگه به بوشهر)
  • اولین راهسازی مدرن و علمی ایران (راه تهران به شمشک)
  • پایه گذاری اولین مدارس عشایری کشور
  • پایه گذاری دارالمعلمین عالی
  • پایه گذاری دانشسرای عالی
  • ساخت اولین رادیو در کشور
  • راه اندازی اولین آنتن فرستنده در کشور
  • راه اندازی اولین مرکز زلزله شناسی کشور
  • راه اندازی اولین رآکتور اتمی سازمان انرژی اتمی کشور
  • راه اندازی اولین دستگاه رادیولوژی در ایران
  • تعیین ساعت ایران
  • پایه گذاری اولین بیمارستان خصوصی در ایران, به نام بیمارستان «گوهرشاد»
  • شرکت در پایه گذاری فرهنگستان ایران و ایجاد انجمن زبان فارسی
  • تدوین اساسنامه طرح تاسیس دانشگاه تهران
  • پایه گذاری دانشکده فنی دانشگاه تهران
  • پایه گذاری دانشکده علوم دانشگاه تهران
  • پایه گذاری شورای عالی معارف
  • پایه گذاری مرکز عدسی سازی اپتیک کاربردی در دانشکده علوم دانشگاه تهران
  • پایه گذاری بخش آکوستیک در دانشگاه و اندازه گیری فواصل گامهای موسیقی ایرانی به روش علمی
  • پایه گذاری و برنامه ریزی آموزش نوین ابتدایی و دبیرستانی
  • پایه گذاری موسسه ژئوفیزیک دانشگاه تهران
  • پایه گذاری مرکز تحقیقات اتمی دانشگاه تهران
  • پایه گذاری اولین رصدخانه نوین در ایران
  • پایه گذاری مرکز مدرن تعقیب ماهواره‌ها در شیراز
  • پایه گذاری مرکز مخابرات اسدآباد همدان
  • پایه گذاری انجمن موسیقی ایران و مرکز پژوهشهای موسیقی
  • پایه گذاری کمیته پژوهشی فضای ایران
  • ایجاد اولین ایستگاه هواشناسی کشور (در ساختمان دانشسرای عالی در نگارستان دانشگاه تهران)
  • تدوین اساسنامه و تاسیس موسسه ملی ستاندارد
  • تدوین آیین نامه کارخانجات نساجی کشور و رساله چگونگی حمایت دولت در رشد این صنعت
  • پایه گذاری واحد تحقیقاتی صنعتی سغدایی (پژوهش و صنعت در الکترونیک, فیزیک, فیزیک اپتیک, هوش مصنوعی)
  • راه اندازی اولین آسیاب آبی تولید برق (ژنراتور) در کشور
  • ایجاد اولین کارگاههای تجربی در علوم کاربردی در ایران
  • ایجاد اولین آزمایشگاه علوم پایه در کشور

 

منبع: www.kamyararyana.blogfa.com

آريو برزن (Ariobarzan)


بدان ای اسکندر پس از مرگ من
پس از ریزش آخرین برگ من

 

توانی گشایی در پارس را

نهی بر سرت افسر پارس را

 

به تخت جم و کاخ شاهنشهان

قدم چون نهی با دگر همرهان

 

مبادا شوی غره از خویشن

که ایران بسی پرورد همچو من

 آریوبرزن يكي از سرداران بزرگ تاريخ ايران است كه در برابر يورش اسكندر مقدوني به ايران زمين ، دليرانه از سرزمين خود پاسداري كرد و در اين راه جان باخت و حماسه ی «در بند پارس» را از خود در تاريخ به يادگار گذاشت . برخی او را از اجداد لرها يا كردها می دانند.
«اسكندر مقدوني » در سال 331 پيش از ميلاد پس از پيروزي در سومين جنگ خود با ايرانيان ( جنگ آربل Arbel يا گوگامل Gaugamele ) و شكست پاياني ايران ، بر بابل و شوش و استخر چيرگي يافت و براي دست يافتن به پارسه ، پايتخت ايران روانه اين شهر گرديد . اسكندر براي فتح پارسه سپاهيان خود را به دو پاره بخش كرد :بخشي به فرماندهي (پارمن يونوس) از راه جلگه (رامهرمز وبهبهان)به سوي پارسه روان شد وخود اسكندر با سپاهان سبك اسلحه راه كوهستان (كوه كهكيلويه)رادر پيش گرفت ودر تنگه هاي در بند پارس(برخی آنرا تنگ تك آب وگروهی آنرا تنگ آری کنونی می دانند) با مقاومت ايرانيان روبرو گرديد.
در جنگ در بندپارس آخرين پاسداران ايران با شماري اندك به فرماندهي آريوبرزن دربرابر سپاهيان پرشمار اسكندر دلاورانه دفاع كردند وسپاهيان مقدوني را ناچار به پس نشيني نمودند. با وجود آريوبرزن وپاسداران تنگه هاي پارس گذشتن سپاهيان اسكندر ازاين تنگه هاي كوهستاني امكان پذير نبود. ازاين رو «اسكندر» به نقشه جنگي ايرانيان درجنگ ترموپيلThermopyle متوسل شد وبا کمک یک اسیر یونانی از بيراهه وگذراز راههاي سخت كوهستاني خود را به پشت نگهبانان ايراني رساند وآنان رادر محاصره گرفت.
آريوبرزن با 40سوار و5هزار پياده ووارد كردن تلفات سنگين به دشمن ، خط محاصره را شكست وبراي ياري به پاتخت به سوي پارسهPersepolice شتافت ولي سپاهياني كه به دستور «اسكندر» ازراه جلگه به طرف پارسه رفته بودند، پيش ازرسيدن او به پايتخت،به پارسه دست يافته بودند.آريوبرزن با وجود واژگوني پايتخت ودر حالي كه سخت در تعقيب سپاهيان دشمن بود،حاضر به تسليم نشدوآنقدر درپیكار با دشمن پافشرد تا گذشته از خود او ، همه يارانش از پاي در افتادندوجنگ هنگامي به پايان رسيد كه آخرين سرباز پارسي زير فرمان آريوبرزن به خاك افتاده بود.
لازم به یادآوری است که بدانید یوتاب (به معنی درخشنده و بیمانند) خواهر آریو برزن نیز فرماندهی بخشی از سپاهیان برادر را برعهده داشت و در کوهها راه را بر اسکندر بست . یوتاب همراه برادر چنان جنگید تا هر دو کشته شدند و نامی جاوید از خود برجای گذاشتند.