حدس بزنید:

قطعا جواب رو فهمیدین و میدونین. اما اگه هنوز هم متوجه نشدین به ریشهاش دقت کنین. اگه بازم متوجه نشدین به ادامه مطلب برین و اونجا ببینین که این شخصیت کیه و کجا عکس گرفته.

قطعا جواب رو فهمیدین و میدونین. اما اگه هنوز هم متوجه نشدین به ریشهاش دقت کنین. اگه بازم متوجه نشدین به ادامه مطلب برین و اونجا ببینین که این شخصیت کیه و کجا عکس گرفته.
بر همگان روشن است که ایران و ایرانی در زمینه علم و دانش و فن هر موقع که اراده کند می تواند به راحتی دیگران را پس بزند و بر قله افتخار بایستد،درست است که کشور عزیزمان در رتبه آخر جدول IT هان قرار دارد(واقعا که!)ولی ما نخبگان و بزرگانی نیز در این عرصه داریم نخبه گانی که هر کدام به نوعی در شیوه زندگی اهالی زمین تاثیر داشته و دارند و هر کدام باعث ایجاد تغییراتی در زندگی مردم جهان شده اندفولی متاسفانه ما ایرانیان کمتر این افراد را می شناسیم یا حتی نام آنها را هم نمی دانیم چه برسد به تحولی که ایجاد کرده اند.با خودم گفتم خوب است که تعدای از این افراد را که می شناسم به شما دوستان معرفی کنم تا شاید کمی با افتخارات ایران زمین با این میراث بزرگ علمی کشورمان آشنا شویم.پس با هم مروری کوچک بر برخی از این بزرگان می کنیم!

اميد كردستاني معاون ارشد سايت google
متولد پیرانشهر و در سن ۱۴ سالگی پس از درگذشت پدرش به کالیفرنیا رفت. او مدرک کارشناسی مهندسی برق خود را از دانشگاه ایالتی سنخوزه گرفته است.وی همچنین در سال 1991 مدرک کارشناسیارشد خود را در رشتهٔ «مدیریت بازرگانی» (MBA) از دانشگاه استنفورد گرفت.

پروفسور لطفي زاده استاد دانشگاه برکلی آمريكا و پدر منطق فوزي. کامپیوتر هوشمند و بنیانگذار نسل سوم کامپیوتر در جهان!
وی در سال ۱۹۲۱ میلادی در شهر باکو در جمهوری آذربایجان متولد شد. پدرش روزنامه نگاری اهل تبریز و مادرش اهل روسیه بود. وی تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در تهران و در دبیرستان البرز و تحصیلات عالی را در دانشگاه تهران انجام داد.
لطفی زاده در امتحانات کنکور سراسری، مقام دوم را کسب نمود. در سال ۱۹۴۲ رشته الکترونیک دانشگاه تهران را با موفقيت به پايان رساند و در طی جنگ دوم جهانی برای ادامه تحصيلات به دانشگاه فنی ماساچوست (ام.آی.تی) در آمریکا رفت و در سال ۱۹۴۶ بود که درجه کارشناسی ارشد را در مهندسی برق دریافت کرد. در ام.آی.تی و دانشگاه کلمبیا به تحصیل ادامه داد.

ماریا خرسند رئیس کمپانی بزرگ اریکسون سوئد
متولد مازندران و تحصیلکرده در آمریکا
مدیر پروژه بلوتوث و یا به عبارتی مادر معنوی بلو توث

مهندس ایمان ده بزرگی، نفر دوم المپیاد طراحی وب جهان در کانادا و صد البته کم سن و سال ترین مهندس IT جهان.

پروفسور بیژن داوری معاون ارشد کمپانی IBM ،بزرگترین غول سخت افزاری دنیا!و طبعا استاد دانشگاه آمریکا.
بقیه اسامی را در ادامه مطلب ببینید.

با احتساب برندگان جوايز نوبل سال جاري كه هفته گذشته معرفي شدند، جوايز نوبل تاكنون به 794 برنده اعطاء شده كه شامل 774 نفر از دانشمندان و شخصيتهاي برجسته و 20 سازمان مختلف بودهاند.
نكته جالب توجه اين كه در بين برگزيدگان نوبل تنها نام 34 زن به چشم ميخورد كه آخرين آنها، «دوريس لسينگ» نويسنده انگليسي برنده جايزه نوبل ادبيات 2007 است.
جوانترين برگزيده جايزه نوبل نيز «لاورنس براگ» (Lawrence Bragg) است كه در 25 سالگي به همراه پدرش جايزه نوبل فيزيك سال 1915 را دريافت كرد در مقابل مسنترين برنده جايزه نوبل «ريموند ديويس جي آر» (Raymond Davis Jr) است كه در هنگام دريافت جايزه نوبل فيزيك 2002، 88 سال داشت.
جايزه نوبل امروزه صرف نظر از ارزش نقدي آن به عنوان يكي بزرگترين و افتخار آميزترين جوايز جهاني مطرح است با اين حال دو نفر از برگزيدگان جايزه نوبل از دريافت اين جايزه خودداري كردهاند.
يكي از آنها «ژان پل سارتر» است كه در سال 1964 از دريافت جايزه نوبل ادبيات خودداري كرد. وي اصولا از دريافت چنين عناوين رسمي امتناع داشت.
Le Duc Tho نيز كه در سال 1973 به همراه «هنري كسينجر» به دليل تلاش براي برقراري صلح برنده جايزه ويتنام نوبل صلح شد، از دريافت اين جايزه خودداري كرد.
اين دو نفر به دليل نقشي كه در مذاكره براي برقراري صلح در ويتنام داشتند به عنوان برنده جايزه صلح نوبل معرفي شدند كه Le Duc Tho گفت به دليل وضعيت خاص ويتنام در شرايطي نيست كه بتواند اين جايزه را بپذيرد.
علاوه بر دو نفري كه به خواست خود از پذيرفتن جايزه نوبل سرباز زدند چهار برنده نگون بخت جايزه نوبل هم با فشار دولتهاي خود ناچار به رد اين جايزه شدند.
«ريچارد كوهن»، «آدولف باتنانت» و «گرهارد دومگ» سه برنده آلماني جايزه نوبل بودند كه از سوي هيلتر از دريافت جوايز خود منع شدند؛ البته هر سه آنها بعدها ديپلم و مدال نوبل را دريافت كردند كه ارزش آنها به هر حال به اندازه جايزه نوبل نيست.
«بوريس پاسترناك» برنده جايزه نوبل ادبيات سال 1958 هم ابتدا جايزه را پذيرفت اما با فشار دولتمردان شوروي از دريافت آن خودداري كرد.
در مقابل شش نفري كه جايزه نوبل خود را دريافت نكردند شش برنده نوبل بيش از يك جايزه دريافت كردهاند.
كميته جهاني صليب سرخ سه بار در سالهاي 1917، 1944 و 1963 به عنوان برنده جايزه صلح نوبل معرفي شد. البته پيش از آن، بنيانگذار صليب سرخ جهاني ـ هنري دونانت ـ هم در سال 1901 جايزه صلح نوبل را دريافت كرده بود.
كميسارياي عالي پناهندگان سازمان ملل هم در سالهاي 1954 و 1981 دوبار برنده جايزه صلح نوبل شد.
«جي باردين» فيزيكدان برجسته در سالهاي 1956 و 1972 دوبار برنده جايزه نوبل فيزيك شد و «اف. سنگر» نيز دوبار در سالهاي 1958 و 1980 موفق به دريافت جايزه نوبل شيمي شد.
«ماري كوري» دانشمند برجسته هم يك بار در سال 1903 در رشته فيزيك و بار ديگر در سال 1911 در رشته شيمي جايزه نوبل را دريافت كرد. البته «لوييس پائولينگ» تنها فردي است كه تاكنون در دو زمينه كاملا متفاوت برنده جايزه نوبل شناخته شده است.
وي در سال 1954 جايزه نوبل شيمي و در 1962 جايزه نوبل صلح را دريافت كرد.
نكته ديگري كه شايد درباره برندگان جايزه نوبل خالي از لطف نباشد، برندگان خانوادگي اين جايزه است كه نمونه شاخص اين خانوادهها كوريها هستند؛ علاوه بر «ماري كوري» كه دوبار برنده جايزه نوبل شد، همسرش ـ پيركوري ـ، دختر آنها «ايرن» و دامادشان «فردريك بوليوت» هم موفق به دريافت اين جايزه شدند.
آلوا و گونار «ميردال» و گرتن و كارل « كري» دو زوج ديگري بودند كه هر دو همسر برنده جايزه نوبل شدهاند.
ويليام و لورنس «برگ»، Niels و Aage.n «بوهر»، هانس و چيپين اولف «ون ايولر»، مان و كي. ام «سيگباهن» و جي.جي و جرج پگت «تامسون» نيز پنج پدر و پسري هستند كه تاكنون موفق به دريافت جايزه نوبل شدهاند.
علاوه بر آنها جين و نيكولاس «تينبرگن» هم تنها برادران برنده جايزه نوبل هستند.


64 سال پيش در روز 12 سپتامبر سال 1943 ميلادي ، جهان با حيرت از ماجراي نجات و فرار بنيتو موسوليني از بازداشت خانگي در منطقه دست نيافتني «لانه عقاب» در كوه گران ساسو توسط يك گروه كماندويي اس اس به فرمانده سروان اوتو اسكورزني آگاه مي شود.

بنيتو موسوليني ، ديكتاتور سابق ايتاليا از سوي پادشاه ايتاليا ويكتور امانوئل سوم و شوراي عالي فاشيست از كار بركنار شده بود و به دستور دولت در يك مكان دست نيافتني موسوم به «لانه عقاب» در كوه گران ساسو به ارتفاع 2912 متر در رشته كوه هاي آبروز در بازداشت خانگي به سر مي برد.
موسوليني به دستور آدولف هيتلر ، رهبر آلمان نازي در يك عمليات حيرت آور توسط يك گروه كماندويي اس اس و چتربازان آلماني به فرماندهي سروان اوتو اسكورزني آزاد شده و به آلمان منتقل مي شود.

نيروهاي متفقين در روز 10 ژوييه سال 1943 ميلادي جزيره سيسيل ايتاليا متحد آلمان نازي را تصرف كرده و سپس در 3 سپتامبر وارد كالابريا جنوبي ترين بخش خاك ايتاليا شده و در روز 9 سپتامبر سال 1943 ميلادي تا كامپانيا پيشروي مي كنند.

ادامه ماجرا را در ادامه مطلب بخوانيد.
احمدی نژاد و جابر روزبهانی در مراسم تجلیل از مدال آوران ایران در رشته های بسکتبال و والیبال:


امتناع احمدی نژاد از دست دادن به یک زن مالزیایی در سفر سال گذشته دکتر احمدی نژاد به مالزی


5 شهريور 1320ش رضاشاه پهلوي به كنارهگيري از سلطنت وادار شد و به جاي او فرزندش محمدرضا پهلوي بر تخت سلطنت جلوس نمود. سپس رضاشاه مجبور به ترك تهران و عزيمت به سوي اصفهان شد، پس از آن از طريق يزد و كرمان وارد بندر عباس شد و روز پنجم مهرماه با كشتي محقر پستي به نام ” بندرا“ به اتفاق خانواده، عدهاي خدمه و منشي مخصوص خود، علي ايزدي خاك ايران را ترك كرد.
كشتي، به دستور انگليسيها رضاخان را به جزيره موريس برد. آب و هواي گرم و شرجي موريس روز به روز رضاخان را ناراحت و بيمارتر ميكرد، رضاخان درخواست سفر به امريكاي جنوبي و سپس به كانادا را نمود ولي انگليسيها از خيال فرستادن او به كانادا منصرف شده و تنها موافقت كردند به آفريقاي جنوبي و بندر دوربان يا ژوهانسبورگ سفر كند. پس از مدتي اقامت در دوربان عازم ژوهانسبورگ شدند.
رضاخان پادشاه مستعفي، در ژوهانسبورگ آخرين ماههاي زندگي خود را با اندوه و تلخكامي سپري كرد و با بيماري قلبي كه عارض او شده بود بالاخره در 4 مرداد ماه 1323 درگذشت.
جسد رضا شاه را به قاهره پایتخت مصر منتقل و در آنجا به رسم فراعنه مصر مومیایی و به امانت سپرده شد ، چند سال بعد در شاه عبدالعظیم شهر ری مقبره ای به سبک آرامگاه ناپلئون بناپارت امپراطور فرانسه برای وی مهیا و جنازه رضا شاه را طی تشریفات مخصوص به آنجا منتقل و دفن کردند .
و سرانجام با اوجگیری انقلاب اسلامی مجددا" جنازه را از مقبره خارج و به مصر منتقل و درآنجا به خاک سپردند . پس از پیروزی انقلاب آرامگاه وی به دستور حاکم شرع آیت اله خلخالی ویران و به توالت عمومی تبدیل شد که هنوز آثار آن باقی است.

مراسم تشييع جنازه رضاشاه پهلوي در مصر


جنازه رضاشاه پهلوي در مسجدالنبي مدينه قبل از انتقال به ايران از راست : مرتضي يزدانپناه، عبدالله هدايت و منصور

مراسم تشييع جنازه رضاشاه پهلوي در حرم مطهر حضرت معصومه در قم از راست: 1. احمد دهقان 3. هدايتالله گيلانشاه 4. ابراهيم حكيمي 5. عبدالرضا پهلوي 6. عليرضا پهلوي 7. غلامرضا پهلوي 8. مرتضي يزدانپناه
به نظر شما دنیا چیه که با آدما اینجوری بازی میکنه؟!
کافیه یه نگاه کوچیک به جنازه رضاخان بندازین تا بازی تلخ روزگار رو درک کنین.
گفتمش نقاش را نقشي بکش از زندگي ...
با قلم نقش حبابي بر لب دريا کشيد
گفتمش چون مي کشي تصوير مردان خدا ...
تک درختي در بيابان يکه و تنها کشيد
گفتمش نامردمان اين زمان را نقش کن ...
عکس يک خنجر ز پشت سر پي مولا کشيد
گفتمش راهي بکش کان ره رساند مقصدم ...
راه عشق و عاشقي , مستي ونجوا را کشيد
گفتمش تصويري از ليلي ومجنون را بکش ...
عکس حيدر در کنار حضرت زهرا کشيد
گفتمش بر روي کاغذ عشق را تصوير کن ...
در بيابان بلا، تصوير يک سقا کشيد
گفتمش از غربت ومظلومي و محنت بکش ...
فکر کرد و چهار قبر خاکي از طه کشيد
گفتمش سختي و درد وآه گشته حاصلم ...
گريه کرد آهي کشيد و زينب کبري کشيد
گفتمش درد دلم را با که گويم اي رفيق ...
عکس مهدي راکشيد و به چه بس زيبا کشيد
گفتمش ترسيم کن تصويري از روي حسين..
گفت اين يک را ببايد خالق يکتا کشيد
با تشکر از شاعر ناشناس ....
همسر اول:
فوزيه
دختر ملك فواد، پادشاه مصر
خواهر ملك فاروق، وليعهد مصر
حاصل ازدواج: شهناز پهلوي در 5 آبان 1319
فوزيه به دليل مشكلاتي كه در ايران و به خصوص از طرف اشرف،خواهر دوقلوي شاه و تاجالملوك آيراملو، مادر محمد رضا شاه برايش پيش آمده بود، اوضاع روحي بسيار نامناسبي را پشت سر ميگذاشت. تنها حامي او در دربار رضاشاه بود، كه او هم پس از به دنيا آمدن شهناز از فوزيه به دليل پسر نبودن فرزند اول شاهزاده و عقايد خرافي دست از اين حمايتها كشيد، تا اينكه، فوزيه در 1320 به بهانه استراحت به مصر رفت و ديگر برنگشت. محمدرضا به منظور برقراري روابط و بازگشت فوزيه هيئتي به رهبري دكتر قاسم غني به مصر گسيل كرد. دكتر غني با بزرگان و رجال مصر مذاكره كرد تا فوزيه را مجبور به بازگشت كند. حتي نامههايي با خود داشت كه دربر گيرنده پيامي مخصوص براي فوزيه بود و طي آن شاه ايران متعهد شده بود كه ملكه مادر و اشرف را از ايران خارج نمايد و فضاي كاخ را براي زندگي مشترك مهيا سازد. اما فوزيه رسماً اعلام كرد كه از ترس جان خود نميتواند به ايران بيايد چرا كه ملكه مادر و اشرف قصد مسموم كردن او را داشتهاند. بالاخره تلاشهاي هيئت ارسالي نتيجه نبخشيد و فوزيه ديگر هرگز به ايران بازنگشت.

همسر دوم:
ثريا اسفندياري بختياري
متولد اول تير 1311 در اصفهان
فرزند خليل اسفندياري
تاريخ ازدواج: 23 بهمن 1329
مدت زندگي مشترك با محمد رضا پهلوي: 7 سال
در 1333 ش، عليرضا برادر تني محمدرضا بر اثر سانحه هوايي جان باخت. از او تا پيش از اين به عنوان جانشين محمدرضا نام برده ميشد. با مرگ عليرضا، شاه به طور جدي در فكر جانشيني براي خود افتاد. ثريا تا آن زمان نتوانسته بود فرزندي به دنيا آورد. از آن پس موضوع درمان ثريا مطرح شد. چه زنان دربار ايران به ويژه اشرف، خواهر دوقلوي شاه، بيش از همه برادرش را براي بچهدار شدن تحت فشار گذاشته و با تحريكات خود، ملكه ايران را در رنج انداخته بود.
در سال 1336ش، شاه اميد خود را به بچهدار شدن همسرش از دست داد. از اين رو در دي ماه 1336 ثريا به سن موريس سوئيس رفت و در 23 اسفند همان سال خبر طلاق آن دو منتشر شد. شاه در نطقي راديويي به همين مناسبت اعلام كرد كه تصميم گرفته است مصالح مملكتي را بر علايق شخصي خود مقدم بدارد.
ثريا اسفندياري، پس از ترك ايران هرگز به كشور بازنگشت و سرانجام در سوم آبان 1380 جسد او توسط يكي از نزديكانش در آپارتمانش در پاريس به دست آمد.

همسر سوم:
فرح ديبا
متولد 22 مهر 1317
فرزند سهراب ديبا و فريده قطبي
تاريخ ازدواج: 29 آذر 1338
