پل ورسک
پل زیبای ورسک از شاهکارهای مهندسی زمان خویش به حساب می آمده است. این پل در زمان حکومت رضاشاه در ایران توسط آلمانها و در طول جنگ جهانی دوم در شهرستان سوادکوه استان مازندران و به رهبری سرمهندس آلمانی خود یعنی دانیال ورسک ساخته شد. این پل راه ارتباطی راه آهن سراسری شمال جنوب بوده که با شگفتی تمام و با ابزار آلات بسیار ساده مانند دینامیت و دریل دستی ساخته شده بود.

به گفته بسیاری از شاهدان عینی رضاشاه شخصا برای افتتاح این پل به سوادکوه همان زادگاه خویش آمد و به دستور او سرمهندس آلمانی یعنی ورسک نیز موظف شد تا در هنگام عبور اولین قطار از روی پل زیر پل قرار گرفته تا در صورت تخریب این پل اولین شخص کشته شده از این حادثه خود او باشد. اما این پل هنوز پس از گذشت بیشتر از ۶۰ سال همچنان پابرجاست. آن منطقه نیز به افتخار مهندس آلمانی ورسک نام گرفت و هنوز هم به این نام مشهور است.
یک ماجرای واقعی: در سال ۱۹۴۳ که حمله متفقین به ایران قریب الوقوع بوده و آلمانها به شدت از این موضوع که متفقین ایران را تحت تصرف در بیاورند و در پی آن کمکهای نظامی و غذایی به استالینگراد برسانند، شخصی به نام ژنرال مایر نامه ای را از طرف شخص هیتلر به دست رضاشاه می رساند که در آن نامه، هیتلر از رضاخان درخواست می کند تا ایران، تمامی پلها و تونلهایی را که آلمانیها در مسیر راه آهن سراسری برای ایرانیها ساخته اند، از جمله پل ورسک را منفجر کرده تا در صورت حمله متفقین به ایران، اعزام نیرو و غذا از جنوب ایران به شمال آن و به سمت مرزهای روسیه با تاخیر و مشکلات فراوانی همراه گردد و آلمانها فرصت کافی برای نابودی استالینگراد را داشته باشند. در ادامه هیتلر به رضا شاه قول می دهد تا پس از پایان جنگ و پیروزی کامل بر روسها، به پاس زحمات رضا در جریان جنگ، همان راه آهن، پلها و تونلها و چه بسا بهتر از آن را برای ایران خواهد ساخت. اما رضاشاه در جواب نامه هیتلر از ژنرال مایر خواست تا ضمن ارسال سلام او به پیشوا به هیتلر اطمینان خاطر دهد که ایران عضو کنوانسیون ژنو بوده و در این جنگ نیز اعلام بی طرفی نموده است. به این ترتیب هیچ کشوری حق ورود به خاک ایران را در زمان جنگ ندارد.
اما پیش بینی های آلمانها تحقق پیوست و رضاشاه، شاید مسیر دنیا را با این تصمیم خویش عوض کرد. رضا، در طی این تصمیم، هم حکومت خود را از دست داد و هم مسیر جنگ را به نفع متفقین تغییر داد و هم به تبع آن با تصرف مناصب سیاسی در ایران توسط انگلیسیها و روسها، راه را برای تشکیل دولت اسرائیل هموار ساخت.
اما نباید از یاد برد که رضاشاه این کار را برای مردم ایران انجام داد که در ازای آن تاوانی سنگین، که همان از دست دادن سلطنت و آوارگی در مناطق مختلف جهان من جمله جزیره موریس بود.









