ببینید ابن سینا 10 قرن پیش چی می گفته

 

شكافـتن رباعی بوعلی سینا در ارتباط ذره و آفـتاب

دل گرچه درین بادیه بسیار شتافـت          یک موی ندانست ولی موی شكافـت

اندر دل من هـزار خورشیـد بتافـت          آخر به کمــــــــال ذره ای راه نیافـت

 

این رباعی معظم  از "پور سینا"ست؛ از شیخ الرئیس حجة الحق شرف الملک امام الحکماء ابوعـلی حسین بن عـبدالله بن حسن بن عـلی معروف به "ابن سینا"، فـرزند نامدار منطقه که نسبتش به وطن عـزیز ما ولی افـتخارش به تمام عالم بشریت میرسد. در مورد انتساب این مرد بی مانند خراسان ــ افغانستان قـدیم ــ که یکی او را "ایرانی" میداند و دگری "بخارائی"، بسیار گپ زده اند. اما موضوع بحث این مقاله چیز دیگریست. موضوع بحث، شكافـتن همان رباعی باشکوهـیست، که از طبع بوعـلی تراویده و در ذیل تندیس مرمرینش در "میدان بوعـلی" و در برابر آرامگاه پرجلالـش در همدان ــ ایران ــ  منقـور گشته. این رباعی که عالمی از معانی را در بر دارد ، هم مقام  باعظمت خود بوعـلی و نیز عـظمت کائنات را به بررسی میگیرد.

ابن سینا ضمن این رباعی مقام شامخ و عظمت عـلمی خود را پیش میکشد، آن را در کنار عظمت کائنات میگذارد و این عظمت را با آن عظمت مقایسه میکند. از سعی و تلاش مداوم و شتابندۀ خود در بادیه و وادی عـلم و دانش و حکمت  سخن میگوید و میگوید، که با وجود موشكافی ها، به درک یک سر موئی هم نرسیده است. قـلب خود را باز میکند، که در آن هـزار خورشید دانش و معرفـت میدرخشد و وقـتی آنرا در برابر عظمت جهان هـستی قـرار میدهـد، به صراحت اقـرار میدارد، که حتی به ساختمان یک ذره هم  پی نبرده  است. بوعـلی کائنات را از طریق ذره میخواهـد شرح دهـد و چون به کنهِ ذره نمیرسد، خود را از درک جهان هـستی عاجز مییابد. توانائی خود را برجسته میسازد، ولی وقـتی عظمت عالم هـستی را مینگرد، سر تسلیم مینهد.

 

البرت اینشتین که انسان معـتقـدی بود، فـرق اعـتقاد یک فـرد عادی و اعـتقاد یک متفکر را درین می بیند، که  متفکر با عالمی بُهت و عَجز، در برابر مبدأ هـستی، سر خم میکند. درست کاری را که بوعـلی سینای نامور، ده  قـرن پیشتر از او کرده بود.   

 

بقیه در ادامه مطلب

 

ادامه نوشته

داستان

تخته سنگ 

    
در زمانهای گذشته حاکمی تخته سنگی را در وسط جاده قرار داد و برای این که واکنش مردم را ببیند خودش را در جایی مخفی کرد .
بعضی از بازرگانان، نظامیان و ندیمان ثروتمند حاکم بی اعتنا از کنار تخته سنگ می‌گذشتند و بسیاری هم غرولند می‌کردند که این چه شهریست که نظم ندارد، حاکم این شهر عجب مرد بی‌عرضه ای است . با این حال هیچ کس تخته سنگ را از وسط بر نمی‌داشت.
نزدیک غروب یکی از روستائیان نزدیک سنگ رسید، در حالی که در پشتش بار میوه و سبزیجات بود، بارهایش را بر زمین گذاشت و با هر زحمتی که بود تخته سنگ را از وسط جاده بر داشت و آن را کناری قرار داد، ناگهان زیر تخته سنگ کیسه ای را دید، کیسه را باز کرد و در آن سکه های طلا و یاداشتی پیدا کرد. حاکم در آن یاداشت نوشته بود :

«هر سد و مانعی ممکن است موقعیتی برای تغییر زندگی انسان باشد.»

راستی، شما چقدر از سختی های پیش رویتان برای پیشرفت استفاده می‌کنید؟ 

تونل زمان - از خیال تا واقعیت

همه ما مسافر زمان هستيم. همين الان كه شما اين مطلب را مي‌خوانيد، زمان به پيش مي‌رود و آينده به حال و حال به گذشته تبديل مي‌شود. نشانه اش هم رشد موجودات است. ما بزرگ مي‌شويم و مي‌ميريم. پس زمان در جريان است.

آلبرت اينشتين با ارائه نظريه نسبيت خاص نشان داد كه اين كار از نظر تئوري شدني است. بر طبق اين نظريه اگر شيئي به سرعت نور نزديك شود گذشت زمان برايش آهسته تر صورت ميگيرد. بنابراين اگر بشود با سرعت بيش از سرعت نور حركت كرد، زمان به عقب برمي‌گردد. مانع اصلي اين است كه اگر جسمي به سرعت نور نزديك بشود جرم نسبي آن به بينهايت ميل ميكند لذا نميشود شتابي بيش از سرعت نور پيدا كرد. اما شايد يك روز اين مشكل هم حل شود. بر خلاف نويسنده ها و خيالپردازها كه فكر ميكنند سفر در زمان بايد با يك ماشين انجام شور، دانشمندان بر اين عقيده هستند كه اينكار به كمك يك پديده طبيعي صورت ميگيرد. در اين خصوص سه پديده مد نظر است: سياهچاله هاي دوار، كرم چاله ها و ريسمانهاي كيهاني.

سياهچاله ها:

اگر يك ستاره چند برابر خورشيد باشد و همه سوختش را بسوزاند، از آنجا كه يك نيروي جاذبه قوي دارد لذا جرم خودش در خودش فشرده مي‌شود و يك حفره سياه رنگ مثل يه قيف درست مي‌كند كه نيروي جاذبه فوق العاده زيادي دارد طوري كه حتي نور هم نمي‌تواند از آن فرار كند. اما اين حفره ها بر دو نوع هستد. يه نوعشان نمي چرخند لذا انتهاي قيف يك نقطه است.

بقیه در ادامه مطلب

ادامه نوشته

روسیه و آمریکا چه تفاوتی با هم دارند؟

 

حل يك مساله به 2 روش آمريكايي و روسي:

 

هنگامي كه ناسا برنامه فرستادن فضا نوردان به ناسا را اعلام كرد ، با مشكل كوچكي مواجه شد . آنها دريافتند كه خودكارهاي موجود در فضا بدون جاذبه كار نمي كنند .

جوهر خودكار به سمت پايين جريان پيدا نمي كند و روي سطح كاغذ نمي ريزد .

براي حل اين مشكل آنها شركت مشاورين اندرسون را انتخاب كردند ، تحقيقات بيش از يك دهه طول كشيد ، 12 ميليون دلار صرف شد و در نهايت انها خودكاري طراحي كردند كه در محيط بدون جاذبه مي نوشت ، زير آب كار مي كرد روي هر سطحي حتي كريستال مي نوشت و از دماي زير صفر تا 300 درجه سانتيگراد كار مي كرد .

 

روسي هاي راه حل ساده تري داشتند آنها از مداد استفاده كردند .

اين داستان مصداقي براي مقايسه دو روش در حل مسله است :

 تمركز روي مشكل يا تمركز روي راه حل . مشكل نوشتن در فضا وراه حل نوشتن در فضا باخودكار

منبع: http://oldboy2.blog.com/

منشور کورش کبیر اولین اعلامیه حقوق بشر

منشور کورش کبیر اولین اعلامیه حقوق بشر 

 

 

اينك كه به ياري مزدا ، تاج سلطنت ايران و بابل و كشورهاي جهات اربعه را به سر گذاشته ام ، اعلام مي كنم:

كه تا روزي كه من زنده هستم و مزدا توفيق سلطنت را به من مي دهد

دين و آيين و رسوم ملتهايي كه من پادشاه آنها هستم ، محترم خواهم شمرد و نخواهم گذاشت كه حكام و زير دستان من ، دين و آئين و رسوم ملتهايي كه من پادشاه آنها هستم يا ملتهاي ديگر را مورد تحقير قرار بدهند يا به آنها توهين نمايند .

من از امروز كه تاج سلطنت را به سر نهاده ام ، تا روزي كه زنده هستم و مزدا توفيق سلطنت را به من مي دهد،

هر گز سلطنت خود را بر هيچ ملت تحميل نخواهم كرد
و هر ملت آزاد است ، كه مرا به سلطنت خود قبول كند يا ننمايد
و هر گاه نخواهد مرا پادشاه خود بداند ، من براي سلطنت آن ملت مبادرت به جنگ نخواهم كرد .

من تا روزي كه پادشاه ايران و بابل و كشورهاي جهات اربعه هستم ، نخواهم گذاشت ،
كسي به ديگري ظلم كند و اگر شخصي مظلوم واقع شد ، من حق وي را از ظالم خواهم گرفت
و به او خواهم داد و ستمگر را مجازات خواهم كرد .

من تا روزي كه پادشاه هستم ، نخواهم گذاشت مال غير منقول يا منقول ديگري را به زور يا به نحو ديگر
بدون پرداخت بهاي آن و جلب رضايت صاحب مال، تصرف نمايد

من تا روزي كه زنده هستم ، نخواهم گذاشت كه شخصي ، ديگري را به بيگاري بگيرد
و بدون پرداخت مزد ، وي را بكار وادارد .

من امروز اعلام مي كنم ، كه هر كس آزاد است ، كه هر ديني را كه ميل دارد ، بپرسد
و در هر نقطه كه ميل دارد سكونت كند، مشروط بر اينكه در آنجا حق كسي را غضب ننمايد

و هر شغلي را كه ميل دارد ، پيش بگيرد و مال خود را به هر نحو كه مايل است ، به مصرف برساند، مشروط به اينكه لطمه به حقوق ديگران نزند .

من اعلام مي كنم ، كه هر كس مسئول اعمال خود مي باشد و هيچ كس را نبايد به مناسبت تقصيري كه يكي از خويشاوندانش كرده ، مجازات كرد، مجازات برادر گناهكار و برعكس به كلي ممنوع است و اگر يك فرد از خانواده يا طايفه اي مرتكب تقصير ميشود ، فقط مقصر بايد مجازات گردد ، نه ديگران

من تا روزي كه به ياري مزدا ، سلطنت مي كنم ، نخواهم گذاشت كه مردان و زنان را بعنوان غلام و كنيز بفروشند و حكام و زير دستان من ، مكلف هستند ، كه در حوزه حكومت و ماموريت خود ، مانع از فروش و خريد مردان و زنان بعنوان غلام و كنيز بشوند و رسم بردگي بايد به كلي از جهان برافتد .

و از مزدا خواهانم ، كه مرا در راه اجراي تعهداتي كه نسبت به ملتهاي ايران و بابل و ملتهاي ممالك اربعه عهده گرفته ام ، موفق گرداند.

 

منبع: www.blog.360.yahoo.com

 

هرکول و ربط آن به کهکشان راه شیری

هركول يا هراكلس نام قهرمان اسطوره اي یونان و روم باستان فرزند خداي زئوس و آلكمنا است. براي تبديل شدن به يكي از خدايان وادار شد كه دوازده مرحله پر خطر را پشت سر بگذارد كه به دوازده خان هركول معروف است.

این عکس یکی از معروف ترین تابلوهای نقاشی یونانیان می باشد. در این تصویر شما هرکول را می بینید که از سینه زنی در حال شیر نوشیدن است. تصویر این زن مربوط به هرا می باشد. روایتی خرافی میان یونانیان باستان وجود دارد که زمانی که هرکول مشغول نوش جان کردن شیر از سینه هرا بود مقداری از این شیر پاشیده شد و کهکشان راه شیری پدید آمد. راستی هرا را هم که حتما میشناسید. ایشان همسر جناب زئوس بودند و خیلی هم هرکول را اذیت کردند.

اصل تصویر بالا را در زیر مشاهده نمایید:

 

 

حالا چند تا مجسمه از جناب هرکول: